سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

717

تاريخ ايران ( فارسى )

مقتولين يكعده از دشمنهاى بزرگ پيغمبر هم داخل بوده است و از ميان اسيران آنهائيكه مورد عداوت شديد مسلمين بودند همه را با كمال خونسردى سر بريدند . و باقيمانده را به طرف مدينه حركت داده و تا موقع كارسازى فديه از آنها به خوبى نگاهدارى نمودند . اما غنائم زيادى كه بدست آورده بودند پيغمبر يك پنجم آن را به خودش تخصيص داده بقيه را ميان مجاهدين بالسويه تقسيم نمود ، بايد دانست كه فتح بدر در اسلام از مسائل حياتى بوده است . زيرا اگر پيغمبر بطور هزيمت بمدينه رو ميآورد احتمال قوى ميرفت كه دشمنان او بر وى فائق آمده و شخص او را از پا درميآوردند ، چون او اين فتح را در مقابل قوائى حاصل نموده بود كه عدهء آنها سه برابر قواى خودش بود لذا خود را جلو پيروانش به حق ثابت نمود و فتح مزبور را مبنى بر تأييد آسمانى و نصرت الهى جلوه داده ، چنان كه در سورهء هشتم قرآن بشرح زير خبر ميدهد « فلن تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم » پس از واقعهء بدر محمد در خود چنين قوه و استعدادى مشاهده نمود كه با قبيلهء بنى قينقاع يكى از قبائل ثلاثهء يهود كه در مدينه مسكن داشتند وارد ميدان كارزار شود ، نظر باينكه دو قبيلهء ديگر به هم‌كيشان خود در اين جنگ ابدا همراهى ننمودند قبيلهء مزبور درنتيجهء نرسيدن خواربار و مهمات جنگ مجبور به تسليم گرديدند . نظريهء پيغمبر در ابتداى امر اين بود كه تمام آنها را از دم شمشير بگذارند ، ليكن در آخر قرار بر اين شد كه ايشان تمام مايملك خود را گذاشته جلاى وطن نمايند . چون تمام آنها زرگر و اسلحه‌ساز يعنى اهل حرفت بودند لهذا پس از حركت چيزى از قبيل اراضى و نخيلات براى مسلمانها از خود باقى نگذاشتند . واقعهء احد سال سوم هجرى ( 625 ) و اخراج بنى نضير همينطور كه پيغمبر با قدم خيلى سريع جلو ميرفت ناگهان دچار حادثهء بزرگى گرديد و اجمال آن اين است كه قريش به قصد انتقام و تلافى شكست غزوهء بدر با يك جوش و حرارت فوق التصورى با سه هزار نفر جمعيت با سازوبرگ در صحراى احد خارج مدينه مقابل قواى پيغمبر كه از هزار تن تجاوز نمينمود صف كشيده مستعد قتال گرديدند . اگرچه اينجا هم مانند غزوهء بدر در مبارزهء تن‌به‌تن فتح با مسلمين بود ،